تبلیغات
بیتوته - گفتگوی خواندنی با امیر حسین رستمی
 
بیتوته
درباره وبلاگ


دانلود - عکس - آهنگ - بازی - آپـدیت نود 32 - اس ام اس، عاشقانه، جدیدترین یوزرنیم و پسورد -password nod32 ، آخرین اخبار و رخدادها از ایران و سراسر جهان - سیاسی - ورزشی - اقتصادی - فرهنگی ...

مدیر وبلاگ : Maryam


گفتگوی خواندنی با بهروز سریال دودکش



مجموعه تلویزیونی دودكش كه شب‌های ماه رمضان روی آنتن شبكه یك می‌رود، داستان زندگی دو خانواده و شرایط زندگی آنها را روایت می‌كند. برخورد‌ها و مناسبات میان اعضای این دو خانواده، ویژگی‌های شخصیتی و عادات رفتاری و گفتاری هر كدام‌شان در كنار برخورد بیننده با خرده داستان‌هایی كه برایش آشناست همگی سبب شده تا این مجموعه را برگرفته از وضعیت جامعه‌مان بدانیم. آدم‌های این سریال هم برخاسته از متن اجتماعند و هریك نماینده‌ای از اقشار مختلف. بهروز داستان با بازی «امیرحسین رستمی» هم یكی از همین كاراكترهاست.


شخصیتی ساده و به‌دور از زنگاری كه گاه با رفتار‌ها و حرف‌های نسنجیده‌اش موقعیت‌های طنز داستان را خلق می‌كند و در همراهی با كاراكتر «فیروز» با بازی «هومن برق‌نورد»، نقشی موفق را رقم زده است. رستمی از بازی در مجموعه «شمس‌العماره» به شهرت رسید. مجموعه‌ای كه توانست مخطبان زیادی را به خود جذب كند و به همین دلیل بازی رستمی در آن، حسابی دیده شد. او بعد از شمس‌العماره در مجموعه‌های تلویزیونی دیگری چون «نون و ریحون»، «دختران حوا» و «سه پنج دو» نیز بازی كرد. امیرحسین رستمی در گفت‌و‌گو با تهران امروز از علت حضورش در سریال دودكش و ویژگی‌های نقش بهروز می‌گوید.



این روز‌ها بازیتان را در نقش بهروز در مجموعه تلویزیونی دودكش شاهد هستیم. مجموعه‌ای كه قصه روزمره زندگی آدم‌ها را روایت می‌كند. تكیه‌اش بر طنز موقعیت است و آدم‌های آن هركدام ویژگی رفتاری خاصی دارند كه نمایندگی گروه‌های مختلفی از جامعه را یدك می‌كشند. نسبت به قصه این سریال چه نگاهی دارید و چرا پیشنهاد بازی در نقش بهروز را پذیرفتید؟



مهم‌ترین علت حضور من در این سریال حضور محمدحسین لطیفی و برزو نیك‌نژاد در مقام كارگردان و نویسنده بود. چراكه حضور این افراد می‌تواند به تو این اطمینان خاطر را بدهد كه همه چیز حساب شده است و درست پیش می‌رود. خوشبختانه همینطور هم بود و ما برای ساخت این مجموعه، روند پیش‌تولید و تولید آرامی را سپری كردیم. ۶ قسمت از فیلمنامه ابتدا آماده بود و داستانی خوب و جذاب داشت. البته من وقتی قصه را خواندم متوجه شدم كه بیشترین بار قصه بر دوش كاراكتر فیروز یعنی برادر بهروز است و هومن برق‌نورد نقش حساس و مهمی را برعهده دارد. الان هم بعد از دیدن سریال می‌گویم كه شاید هیچ‌كس جز او نمی‌توانست به این خوبی از عهده این نقش بر‌بیاید. حضور موثر برق‌نورد در نقش فیروز باعث شده است كه نتوانی ادعا كنی كه بازیگر دیگری هم می‌توانست به این خوبی از عهده ایفای این نقش بر بیاید.



اگرچه بهروز یكی از نقش‌های اصلی قصه دودكش است اما محوریت و تاثیرگذاری چندانی بر روند داستان ندارد. همین مسئله باعث نشده كه در انتخاب این كار دچار تردید شوید؟



در مقطعی كه این نقش به من پیشنهاد شد، سر یك چندراهی قرار گرفته بودم. از طرفی از مجموعه‌هایی كه آقایان صمدی، صحت، آقاخانی كارگردانی می‌كردند، پبشنهاد بازی داشتم كه نقش‌های پیشنهادی همه آنها هم جوان اول قصه بود، اما اگر می‌خواستم اینطور به قضیه نگاه كنم باید حتما به یكی از این پیشنهاد‌ها پاسخ مثبت می‌دادم. ولی محوریت نقش در دل قصه و كمیت آن در این كار برایم اولویت نداشت و به آن فكر نكردم. بنابراین با وجود اینكه می‌دانستم بهروز كاراكتری است كه جای مانور چندانی ندارد و هنگام اجرا دست من را برای بازی باز نمی‌گذارد، با این وجود نقش را قبول كردم و حالا هم از این انتخاب خوشحالم. بعد از پذیرفتن نقش، با كارگردان و نویسنده جلسات متعددی برگزار كردیم و راجع به ویژگی‌های كاراكتر بهروز صحبت كردیم تا اینكه در قسمت‌های جلو‌تر پخته‌تر و بهتر به نظر رسید.



به دلیل ویژگی‌های شخصیتی مستقل هریك از آدم‌های قصه، گویی هر كدام‌شان هویت و شناسنامه خاص خود را پیدا كرده‌اند. چقدر با این قضیه موافقید؟



برزو نیك‌نژاد را باید جزو معدود نویسندگان خوب حوزه طنز دانست. او در نوشتن فیلم‌نامه دودكش روی شخصیت‌پردازی كاراكتر‌ها بسیار وقت گذاشته بود و كاملا درست و اصولی به آنها پرداخته بود. در‌واقع همه شخصیت‌ها یك نقطه شروع و سرانجام مشخصی داشتند و سرنوشتشان معلوم بود. به نظر من بزرگ‌ترین مشكل ما در حوزه سریال‌سازی، فقر نویسنده خوب است. اگر دقت كنید می‌بینید كه تعداد انگشت شماری نویسنده خوب داریم و در مقابل آنها هم منتقدانی معدود هستند و كارشان را بلدند و حرفه‌ای عمل می‌كنند. متاسفانه باید بگویم كه بقیه منتقدان كسانی هستند كه آرزو داشته‌اند كارگردان، بازیگر یا نویسنده شوند و موفق نشده‌اند و حالا در برخورد با یك اثر بعضا مغرضانه عمل می‌كنند.



چه بخش‌هایی از ویژگی‌های شخصیتی كاراكتر بهروز حاصل طراحی‌ها و ایده‌های شخصی امیرحسین رستمی است؟ زیرا این نقش با وجود سادگی‌هایش دارای یك سری مشخصه‌های رفتاری است. از جمله اینكه بعد از صحبت‌های نا‌به جای خود به بالا نگاه می‌كند یا چهره‌اش در هم می‌ریزد.



به هر حال رسیدن به برخی از ویژگی‌ها در طول كار طبیعی است. زیرا متن بی‌جان است و در واقع این بازیگر است كه با حضور در یك نقش به آن جان می‌دهد. درست همین‌جاست كه فرق بین باورپذیر شدن یا نشدن یك نقش مشخص می‌شود. تفاوت میان بازیگر باتجربه و كم‌تجربه هم در ارزیابی همین مسئله است كه آیا او توانسته به نقش جان بدهد و در عین حال صورتی باورپذیر از آن را ارائه كند یا نه. این ویژگی را كه به آن اشاره كردید من با هدایت و مشورت با كارگردان و نویسنده برای این نقش در نظر گرفتم. اما هیچ‌وقت در ایفای نقش از بداهه استفاده نكردم. زیرا این كار را توهین به قلم نویسنده می‌دانم. چراكه نویسندگی هم مانند سایر گرایش‌های هنر یك رشته تخصصی است. بهروز از دو كلمه در صحبت‌هایش بسیار استفاده می‌كند. سر‌خوردن و كندن كه آن هم در هماهنگی با كارگردان و نویسنده به نقش اضافه شد در مواردی هم كه این شخصیت به اصطلاح كم می‌آورد یا كار غلطی انجام می‌دهد عادت دارد به بالا نگاه كند.



می‌خواهیم كمی هم به حوزه بازیگری بپردازیم. تجربه حضور شما در هر سه مدیوم تئا‌تر، سینما و تلویزیون باعث نشده است كه به حضور مستمر در یكی از این سه رسانه گرایش بیشتری داشته باشید و در اولویت انتخابتان قرار بگیرد؟



واقعیت این است كه در حال حاضر چیزی به اسم سینما وجود ندارد. سالی دو سه فیلم فاخر و خوب ساخته می‌شود و بر سر زبان‌ها می‌افتد و به نظر من نمی‌توان اسم این را سینما گذاشت. بنابراین فقط می‌ماند تئا‌تر و تلویزیون كه من در بین این دو، اولویت را برای نقش خوب قائل هستم. البته سطح متفاوت دستمزد‌ها باعث می‌شود كه گاهی فعالیت بیشتر به تلویزیون معطوف شود. زیرا دستمزد بازیگر در تلویزیون شاید چیزی معادل سه چهار سال فعالیت در تئا‌تر است. آن چیزی كه در شرایط فعلی برای من محور انتخاب است متن خوب است.


پیش از این‌ها به این توجه می‌كردم كه چه كارگردانی قرار است كار را هدایت كند. اما خوشبختانه باید بگویم كه تا به حال موفق شده‌ام با همه كارگردان‌هایی كه به كارشان علاقه داشته‌ام كار كنم به جز داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی كه هنوز این فرصت همكاری پیش نیامده است. همبازی‌هایم در یك اثر هم اهمیت زیادی دارند. اینكه با بازیگرانی هم‌كلام شوم كه در كارشان حرفه‌ای هستند تا بتوانیم بده و بستان‌های خوبی داشته باشیم و مدتی كه سر یك كار هستیم برای بهتر شدن كیفیت اثر به هم كمك كنیم. مثالی می‌زنم؛ من سال گذشته در نمایش «سكوت، كلمه، سكوت» به كارگردانی مائده طهماسبی بازی داشتم. شاید اگر در آن كار همبازی‌ای جز شبنم فرشادجو مقابل من قرار می‌گرفت دیگر در تئا‌تر فعالیتم را ادامه نمی‌دادم!



حضور مستمر بعضی از بازیگران در كارهای طنز باعث می‌شود كه شاید نوعی تفكیك‌بندی بین بازی طنز و بازی جدی به وجود بیاید. با توجه به اینكه تجربه بازی در هر دو نوع از نقش‌ها را داشته‌اید نگاهتان به این تقسیم‌بندی چیست و اساسا چقدر با این دسته‌بندی موافقید؟



به نظر من آن چیزی كه بیشتر از این دسته‌بندی‌ها در حوزه طنز اهمیت دارد پرورش نویسنده‌های خوب در این حوزه است. باید بتوانیم از داشته و استعدادهایی كه در این حوزه وجود دارند استفاده كنیم. مگر ما چند نویسنده طنز خوب داریم؟! تعداد نویسنده‌های توانمندمان در این حوزه به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد. پیمان قاسم‌خانی، محراب قاسم‌خانی، امیرمهدی ژوله، برزو نیك‌نژاد، سروش صحت، امید سهرابی و تعدادی دیگر كه در زمینه طنز می‌نویسند افرادی حرفه‌ای و توانمند هستند. اما این میزان نویسنده طنز برای كشوری هفتاد میلیونی كافی نیست.


متاسفانه در كنار این نویسنده‌ها كسانی هم فعالیت می‌كنند كه نه تنها كمكی به ارتقای جایگاه طنز در سینما و تلویزیون و تئا‌تر نمی‌كنند بلكه به آن آسیب هم می‌زنند. آنها باعث می‌شوند بازیگران برای ارتزاق و كسب معیشت و‌ گاه از روی بی‌میلی یك نقش را قبول كنند و جلوی دوربین بروند و برای اینكه بخواهند كمی به نقش سر و شكل و جان بدهند مجبورند كه با تكیه بر توانایی‌های فردی‌شان طنازی كنند. زیرا آنقدر متن خالی و بدون موقعیت و لحظات خنده‌دار هست كه بازیگر را ناچار به این كار می‌كند. این وضعیت ممكن است مدتی جواب دهد و چند باری برای تماشاگر خوشایند به نظر برسد. اما مسلما تكرار آن بازی، یك بازیگر را به كلیشه تبدیل می‌كند و دیگر جذابیتی برای مخاطب نخواهد داشت. همین می‌شود كه با ساخت فیلم‌های سوپرماركتی بی‌شماری مواجه می‌شویم كه كمكی به سینمای طنز نمی‌كنند.






نوع مطلب :
لینک های مرتبط :
27 شهریور 96 09:30
My partner and I stumbled over here coming from a different web address and thought I might check things out.
I like what I see so i am just following you.
Look forward to looking at your web page yet again.
14 مرداد 96 08:22
Just want to say your article is as surprising.
The clarity to your put up is just great and that i could suppose you're an expert on this subject.

Well with your permission allow me to clutch your feed to
stay up to date with drawing close post. Thanks
one million and please carry on the gratifying work.
1 اردیبهشت 96 10:54
Hey would you mind sharing which blog platform you're using?
I'm planning to start my own blog in the near future but I'm
having a difficult time making a decision between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style seems
different then most blogs and I'm looking for something completely unique.

P.S My apologies for getting off-topic but I had to ask!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


جستجوی مطالب



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :